تَسْعى
چوبدستىها و رسنهاى جادوگران در اثر جادو چنين به نظر مردم ( يا موسى ) آمد كه در حركت و جنبشاند ، و لفظ « يخيّل » با ياى غيبت به صورت مجهول ، و با تاء تأنيث به صورت معلوم خوانده شده است .
فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُوسى
پس موسى در نفسش احساس ترس كرد .
و در اخبار وارد شده است كه موسى از خودش نمىترسيد ، بلكه از آن مىترسيد كه مغلوب شود ، و باطل غلبه كند ، و لفظ « ايجاس » به معناى احساس كردن يك امر پنهان .
گويا با اين لفظ اشاره به اين دارد كه ترس موسى آن قدر مخفى بود كه بر غير خودش ظاهر نمىشود .
و چون انسان كامل كسى است كه در جميع مراتب كمال كامل شود ، كمال مرتبهى بشرى اين است كه بخورد و بياشامد و نكاح كند و صحيح و مريض باشد ، اميد و خوف داشته باشد لذا ترسيدن موسى دلالت بر نقصى نمىكند كه با مقام رسالت كامل او منافات داشته باشد .
قُلْنا
به طريق وحى به موسى گفتيم :
لا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْلى
نترس كه تو برتر و بالاترى ، ( كه هرگز سحر با معجزه برابرى نتواند كرد و باطل بر حقّ