درك نمىكنند ، بلكه اين آيات مخصوص انسان است ، و آن هم نه براى همهى گروهها و اصناف بشرى .
بلكه
لِأُولِي النُّهى
كه همانا ربوبيّت براى خردمندان پديدارست براى كسانى است كه با قبول ولايت و پيروزى از شروط آن عهد ، به آن خردى رسيدند تا مرجع و نهايت همهى اعضا و جوارح بر حسب افعالشان بوده و مرجع همهى قوا و مدارك بر حسب آثارشان باشد ، همهى آنها را از آن كه كه شايسته نيست نهى كند و همهى علوم سابقين به آن منتهى گردد .
و در خبر به هر يك از اينها اشاره شده ، از همين جا وجه نامگذارى اين عقل به « نهى » كه در آيه آمده نيز معلوم شد ، و اين عقل جز با ولايت حاصل نمىشود .
زيرا كسى كه پذيراى ولايت به ولىّ امرش نباشد شيطان بر گردن او جاى گزيند ، كسى را كه شيطان بر گردنش جاى گيرد ، وى را به حال خود نمىگذارد آنگاه ديگر جهت وحدتى ندارد كه همهى احشا و جوارحش بر آن برگردد .
در نتيجه عقل او مانند مردى مىشود كه مردانى دربارهى او به مشاجره و نزاع مىپردازند .
و اصل در اتّصاف به « نهى » ( خرد و عقل ) ائمّه عليهم السّلام هستند ، لذا « اولى النهى » را به طريق حصر به خودشان تفسير كردهاند ، شيعهى آنها