تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
انداختم ، در دامن دشمنت تو را تربيت نمودم و بزرگ كردم تا آنجا كه از مادرت تقاضا نمود با مزد و اجرت به تو شير بدهد ، تو را آزمايش كردم به اين گونه كه فرعون چند بار كمر همّت به قتل تو بست و من تو را سالم نگهداشتم ، يك تن از آن‌ها را كشتى و از ترسشان به شهر مدين فرار كردى در حالى كه رفيق و زاد و راحله نداشتى . و تو را به مدين پيش شعيب پيامبرم سالم رساندم كه او دخترش را به تو تزويج نمود ، نيز تو را امتحان كردم كه خودت را ده سال اجاره دادى تا گوسفندان شعيب را بچرانى . يعنى با آن اجاره ده سال محبوس شدى و كمال تو در همان حبس بود ، پس از آن كه از مدين خارج شدى تو را به سرما ، تاريكى شديد ، گم كردن راه ، پراكنده شدن گوسفندان ، درد زاييدن گرفتن همسرت و روشن نشدن چخماق مبتلا كردم تا تو را به اين وسيله براى مناجات و كلام خودم خالص گردانيدم .
فَلَبِثْتَ سِنِينَ فِي أَهْلِ مَدْيَنَ
« 1 » پس سالها ( ده سال ) در مدين ماند طبق آنچه روايت شده موسى دورترين و بيشترين مدّت را كه لازمه پيمان با شعيب بود به اتمام رسانيد .
هامش
( 1 ) حافظ :شبان وادى ايمن گهى رسد به مراد * كه چند سال به جان خدمت شعيب كند