تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
چشمان و نظر من در وقتى كه به دست فرعون افتادى و محبّت تو بر دل فرعون افتاد ، دايه شيردهنده‌اى براى تو طلب كردند ، تو از هيچ پستان به دهن نگرفتى ، آن‌ها منتظر و متوقع شير خوردن تو بودند ، احتياج شديد به دايه داشتند كه ناگاه خواهرت در جستجوى تو نزد فرعونيان مىرود .
فَتَقُولُ
پس به آن‌ها مىگويد :
هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى مَنْ يَكْفُلُهُ
آيا شما را راهنمايى بر كسى بكنم كه كفايت اين كودك را بر عهده بگيرد ، آنان از خواهرت خواستند كه دايه‌اى براى تو پيدا كند ، فرعون مادر تو را احضار كرد و تو را به او تسليم نمود تا با اجرت و مزد تو را شير دهد .
فَرَجَعْناكَ إِلى أُمِّكَ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُها وَ لا تَحْزَنَ
پس تو را به مادرت باز مىگردانيديم تا چشم مادرت را روشن كنى كه اندوهناك نگردد ، يا تو اندوهناك نباشى .
وَ قَتَلْتَ نَفْساً
عطف بر « أوحينا » است ، مقصود از قتل نفس قتل قبطى است كه با سبطى نزاع مىكرد كه موسى عليه السّلام به او حمله كرد . چنانچه خواهد آمد .
فَنَجَّيْناكَ مِنَ الْغَمِّ
پس تو را از غم نجات داديم ، به اين گونه كه به تو الهام كرديم و تو را جهت خروج از شهر
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 185 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى