است ، كه خليفهى خدا اگر چه بر حسب ملك ذكر خدا بودنش پنهان و مختفى است ، لكن او بر حسب ملكوتش ذكر جلىّ خداست به نحوى كه بر كسى كه بصيرت تامّ و كاملى ندارد امر مشتبه شده و خيال مىكند همان خداست .
زيرا خداوند كه بهوسيله خليفهاش حكايت مىشود آنچنان در او ظهور پيدا مىكند كه بينونت و جدايى پنهان شده و حكم ظاهر بر مظهر غالب مىشود .
و مقصود از اذكار و اعمال كه صاحب اين امر بر سالك تقرير مىكند عبارت از حصول همين ذكرست كه آن غايت ، غايات و نهايت ، نهايتهاست .
بنا بر اين معناى آيه چنين مىشود : نماز را بپادار و هر يك از مراتبش را به ديگرى وصل كن تا ذكر حقيقى روحى تحصيل گردد يا به جهت حصول اين ذكر نماز را بپادار ، يعنى اگر اين ذكر براى تو حاصل نيست نماز را بپادار تا حاصل شود ، چرا كه آن مطلوب بزرگ و مقصود نهايى است و اگر اين ذكر براى تو حاصل است نماز را بپادار تا شكر اين نعمت را بهجا آورده و آن ( بركت ) را تكميل نموده باشى .
إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ
( و بعد از توحيد بدانكه ) محقّقا ساعت قيامت خواهد رسيد ، اين جمله تعليل قول خدا «
أَقِمِ