تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
بعثت و برانگيخته شدن پس از مرگ تقليد محض است بدون اين كه از نفس ، بعث ، موتش تصوّرى داشته باشد و انكارش تحقيقى است نه تقليدى . زيرا كسى كه به بدن نگاه مىكند ، ناظر به اين است كه نفس جسمى است لطيف و متكيّف به كيفيّتى خاصّ ، سريان در بدن دارد مانند ساير اجزاى بدن يا كيفيّت خاصّى است در بدن ، بدن با مرگ كيفيّت حياتش را از دست مىدهد و جميع اجزايش از بين مىرود مخصوصا اگر شخصى ناظر به بدن به طبعيّات و كيفيّات آن بصير و بينا باشد در اين صورت اقرار به زنده شدن بعد از مرگ و بازگشت بعد از فنا براى او ممكن نيست . روايت شده است كه ابىّ بن خلف استخوانهاى پوسيده‌اى گرفت و آن‌ها را با دست نرم كرد و گفت : محمّد صلّى اللّه عليه و آله گمان مىكند كه ما بعد از مرگ زنده مىشويم . « 1 »
أَ وَ لا يَذْكُرُ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ
آيا انسان به ياد نمىآورد كه ما او را قبل از وجودش يا قبل از مرگش آفريديم ؟
وَ لَمْ يَكُ شَيْئاً
و انسان آن وقت چيزى نبوده است ، نه در عوالم بالا و نه در عوالم پايين ، بدين گونه كه ما انسان را در عوالم علم خود آفريديم كه در آن موقع نه مقدّر بود و نه موجود
هامش
( 1 ) تفسير نمونه ج 13 ص 113 چاپ دار الكتب اسلاميه .