پستترين مواليد عناصر است « 1 » .
قالَ فَاخْرُجْ مِنْها
خداوند فرمود : از آن خارج شو ، يعنى از آسمان يا از بهشت ، يا از ملايكه ، يا از مقام و رياست .
فَإِنَّكَ رَجِيمٌ وَ إِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلى يَوْمِ الدِّينِ قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ
كه تو مطرودى و تا روز جزا بر تو لعنت باد .
ابليس چون خيلى حرص بر ماندن داشت و مىخواست تا مجال و فرصت اغوا و فريب داشته باشد گفت : به من تا روز قيامت مهلت بده .
قالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ إِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ
چون شيطان خواست تا روز قيامت مهلت داشته باشد كه آن روز زنده شدن با نفخهى دوّم است .
و وقت و مهلت ابليس تا نفخهى اوّل بود ، لذا خداى تعالى در مقام اجابت درخواست او فرمود : به تو مهلت مىدهم ولى نه تا وقتى كه تو
هامش
( 1 ) . صلصال علاوه بر اين كه در اين آيات ( 26 و 28 و 33 ) آمده ، در آيه 14 الرّحمن نيز آمده در تفسير طبرى به معناى « گلى آوازدهنده » و در تفسير سورآبادى به معناى « گل خشك » و در تفسير كشف الاسرار « گل خشك و سفال خام و در تفسير نسفى و مجمع البيان « گل خشك بانگآور و در تفسير ابو الفتوح . گل خشك شده كه آن را صوتى باشد پيش از آن كه به آتش برسد معنا كردهاند حمأ :
در ترجمه تفسير طبرى و سورآبادى به گل سياه و تيره كه در بن حوض و تالاب جمع مىشود و در تفسير كشف الاسرار گلى سياه ( طلحب ) آمده است . مسنون : در ترجمه تفسير طبرى « بوى گرفته » و در تفسير سورآبادى « سال زده » و در تفسير كشف الاسرار بوى بگرديده و در تفسير ابو الفتوح « سالخورده » و در تفسير نسفى « بوى گردانيده » آمده است .