تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
در طىّ آيه
وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ
تحقيق كاملى از كيفيّت خلق جنّ و شياطين گذشت . اين در عالم كبير و امّا در عالم صغير پس جنّ و پدر جنّ همان قوّه‌ى واهمه است كه از حرارت اخلاط متولّد مىشود كه آن نيز از گرم شدن بر اثر آفتاب روح پديد مىآيد ، و خلقت آن قبل از خلقت انسان است ، چنانچه مشهود و معلوم است .
وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ
به ياد آور آن وقت را كه پروردگارت گفت :
لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ
به فرشتگان كه من آفريننده انسانى از گل خشك بازمانده از لجنى بويناك هستم ، و آنگاه كه خلقت او را تمام كردم ، و در آن از روح خود دميدم ، در برابر او به سجده درافتيد .
فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلَّا إِبْلِيسَ أَبى أَنْ يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ قالَ يا إِبْلِيسُ ما لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ قالَ لَمْ أَكُنْ لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ
آنگاه فرشتگان همگى سجده بردند . مگر ابليس كه از سجده كردن سر باززد و چون خدا فرمود : اى ابليس تو را چه مىشود كه از سجده‌كنندگان نيستى ؟ او گفت : من به بشرى كه آن را از گل گنديده آفريدى در حالى كه مرا از آتش آفريدى كه شريف‌ترين عناصر است ، سجده نمىكنم ، و صلصال