تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِها سِتْراً
آنجا قومى را يافت كه ما ميان آنها و آفتاب ساترى قرار نداديم . در تنزيل اين آيه وارد شده كه آن قوم خانه ساختن و لباس دوختن نمىدانستند ، و از على عليه السّلام آمده است كه اين آيه درباره‌ى قومى است كه آفتاب آن‌ها را سوزانده و جسدها و رنگهايشان را تغيير داده است تا آن‌ها را مانند ظلمت و تاريكى سياه كرده است . ولى آيه مشعر بر تأويل است ، زيرا خداوند فرمود :
حَتَّى إِذا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ
» يعنى تا اين كه به مشرق رسيد . زيرا كه مشرق اگر چه به معناى محلّ طلوع نور است ولى در عرف مخصوص اوّلين شهر از ربع مسكون است كه آفتاب اوّل به آنجا مىتابد ، يا مخصوص شهرهايى از ربع مسكون است كه در طرف مشرق واقع شده‌اند ، بر خلاف مطلع آفتاب كه بر همان معناى لغوى است ، و معناى آن در لغت همه‌ى اجزاى زمين است . زيرا همه‌ى اجزاى زمين مطلع و مغرب است به دو اعتبار . همچنين اين كه خداى تعالى فرمود :
وَجَدَها تَطْلُعُ عَلى قَوْمٍ
آفتاب را يافت كه بر قومى مىتابد و نفرمود ( وجد فيه قوما او عنده قوما ) در آنجا يا نزديك آنجا قومى را يافت . زيرا در جمله‌ى اوّل اشعار بر اين است كه آن كس كه به محلّ نور رسيده نظرش بر آفتاب و طلوع آن است ( فقط به آفتاب حقيقت توجّه دارد
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 481 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى