تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
مىرود . . . ناظر بر تأويل است ، و مقصود از قطر راست زمين عالم طبع است كه نسبت بر عالم جنّ يمين و راست است ، يا مقصود از آن عالم مثال عليا است كه فراوان از آن به زمين تعبير مىشود .
وَ وَجَدَ عِنْدَها قَوْماً
نزديك آن چشمه‌ى تيره قومى را يافت ، لفظ « قوم » را نكرده آورد و آن را به وصفى توصيف نكرد چنانچه دو لفظ « قوم » و « قوما » در آيه بعدى را موصوف به وصف نمود و اين بدان جهت بود كه آن‌ها را تحقير كرده و كوچك شمارد ، گويا كه آن قوم به دليل نهايت حقارت و مجهول بودنشان به هيچ وجه توصيف و تعيين آن‌ها ممكن نبوده است .
قُلْنا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ
به او گفتيم : اى ذا القرنين ! اين خطاب دلالت بر نبوّت ذو القرنين مىكند ، زيرا شأن انبيا است كه مورد خطاب خدا قرار بگيرند ، مگر اين كه گفته شود خداوند او را به زبان نبىّ وقتش مورد خطاب قرار داده است .
إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ
ما بر تو اختيار داديم ، يا آن‌ها را به سبب كفر و دورى از خدا با كشتن ، اسارت ، غارت و ساير انواع تعذيب عذاب مىكنى .
وَ إِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْناً
يا به آن‌ها خوبى مىكنى بدين گونه كه شرايع را به آن‌ها ياد داده و مفاسد را اصلاح مىكنى و سياستهاى شرعى در بين آن‌ها وضع مىكنى ، بدكار و گناهكار را مىبخشى ، لفظ « ان » با صله‌اش مبتدا و خبرش محذوف است ؛ يعنى يا تعذيب تو در آن‌ها ثابت است يا خوبى كردن تو در بين ايشان موجود است .