تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
مقام وحدت ) . بر خلاف كسى كه به محلّ غروب آفتاب رسيده باشد كه او هم ناظر بر آفتاب و غروب آن است ولى به جهت تراكم كثرتها و پنهان شدن روشنايى آفتاب نظر او استقلالا بر كثرت‌ها قرار مىگيرد ( مقام كثرت ) . شايد مقصود از قوم كسانى باشند كه مجذوب و فانى در خدا هستند كه از تعيينات تكوينى كه به منزله‌ى لباس و ساتر از اشعه‌ى آفتاب حقيقى مىباشند چيزى بر آن‌ها باقى نمانده است ، براى اشاره بر اين كه بقا و تعيين و وجود آن‌ها به سبب وجود خدا است . فرمود :
لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِها سِتْراً
از غير خود براى آن‌ها پوششى قرار نداده بوديم ؛ چنانچه در حديث قدسى وارد شده كه : اولياى من زير قبّه‌هاى من هستند و جز من كسى آن‌ها را نمىشناسد ،
كَذلِكَ
اين كلمه صفت « سترا » است ساترى مثل اين ساتر براى آن‌ها قبل از اين ( ستر ) سترى قرار نداديم . يا حال از
الشَّمْسِ
است به اين معنا كه آفتاب را در حالى يافت كه چنين بود ، يا آفتاب را يافت كه طلوع مىكند در حالى كه مانند آن چيزى بود كه ذكر شد و مقصود كسانى هستند كه نزديك آفتاب قرار گرفته‌اند ، بدون اين كه برايشان ستر و پوششى از ابر تعيّنات و حدود ، غبار هواها و كثرتها قرار دهيم . يا حال از فاعل « وجدها » است كه به معناى بيان حال ذى القرنين