قالَ
ذا القرنين بعد از آن كه ديد مخير است بر عذاب كردن يا نيكويى در مقام پاسخ بر آمده و جواب را به گونهاى اختيار كرد كه در آن خروج از ظلم و عمل بر عدل است چنانچه شأن انبيا عليهم السّلام است ، و گفت :
أَمَّا مَنْ ظَلَمَ
كسى كه بر خودش به سبب اصرار بر كفر بعد از دعوت به خدا ستم كند يا بر ديگران به واسطهى نپذيرفتن سياستها و خروج از حدود الهى ،
فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ
به زودى او را عذاب خواهيم كرد به نحوى كه مناسب حالش باشد از قتل ، قطع عضو ، اسارت ، غارت و تبعيد .
ثُمَّ يُرَدُّ إِلى رَبِّهِ
او پس از مرگ به سوى پروردگارش باز مىگردد ،
فَيُعَذِّبُهُ عَذاباً نُكْراً
و خدا او را عذابى مىكند كه منكرم ناشناخته است و مثل آن معهود نيست .
أَمَّا مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً
و اما كسى كه ايمان آورد به اين كه دعوت الهى را قبول كند و ظلم بر خود را ترك كرد و عمل شايسته انجام داد بدين گونه كه حدود و احكام شرعى را اخذ نمايد و بعد از ايمان از آن تجاوز ننمايد كه ظالم بر خود يا ديگرى باشد .
فَلَهُ جَزاءً الْحُسْنى
براى چنين كسى پاداش نيكويى از جانب پروردگارش مىباشد .
لفظ « جزاء » حال ، تمييز ، يا مفعول مطلق براى فعل محذوف است ؛ جزاء با رفع و تنوين خوانده شده كه اعراب آن روشن است ، و جزاء الحسنى خوانده شده بدون تنوين بنابراين كه سقوط تنوين به علّت التقاى