صادق عليه السّلام منقول است مطالب ذكر شده اجمالا مذكور است ، و امام عليه السّلام راجع به قول خداى تعالى
فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَها
فرمود : قصد به عيب انداختن و ارادهى اين فعل را به خودش نسبت داد شايد اين نسبت بدان جهت باشد كه تعيّب يعنى عيب ايجاد كردن را ذكر كرده ، چون خضرمى خواست در كشتى عيب ايجاد كند وقتى كه پادشاه آن را مىبيند نخواهد غصب نمايد .
پس خداى تعالى صلاح آن مساكين را خواسته بود خضر عليه السّلام را بدان كار فرمان داده بود .
امام عليه السّلام علّت نسبت فعل به خود خضر و علّت تفرّد به انانيّت را معيوب ساختن كشتى نزد پادشاه ذكر نموده و در فقرهى دوّم بر وجه ديگرى اشاره كرده و آن احتجاب و زير پرده ماندن خداوند از نظر خضر عليه السّلام در اين مقام است ؛ چرا كه امام عليه السّلام در مورد اين كه
فَخَشِينا أَنْ يُرْهِقَهُما
فرموده اشتراك در انانيّت بدان جهت است كه براى خضر خشيت و ترس حاصل شد و خداوند نمىترسد براى اين كه چيزى از او فوت نمىشود و انجام چيزى كه اراده كند ممتنع نيست ؛ چون خضر عليه السّلام مىترسيد كه بين او و مأموريّت چيزى حايل و مانع شود كه ثواب امضا و اجرا را درك نكند ، در دلش اين مطلب كه خداوند او را سبب رحمت پدر و مادر آن غلام قرار داده ، پس در مورد به حدّ وسط از بشريّت عمل نمود ، مانند كارى كه موسى كرد .
زيرا كه او در آن هنگام خبردهنده و معلّم موسى عليه السّلام بود و موسى عليه السّلام