تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
اين سفر شهود جمال وحدت در مظاهر كثرات است و در آن حفظ وحدت در عين لحاظ كثرت است و در آن حفظ وحدت در عين لحاظ كثرت است و در آن حفظ مراتب و حدود آن در عين شهود وحدت و شهد جمال حق اوّل است و در اين سفر انانيّت باقى نمىماند مگر براى خداى واحد قهار و سالك فعل و صفت و حول و قوّه‌اى جز از خدا و به سبب خدا نمىبينيد و در نتيجه در حالى كه او از شهود و تحقيق ناشى است مىگويد : « لا إله الّا اللّه و لا حول و لا قوّة الّا باللّه و اوّل و آخر و ظاهر و باطن و اوّل و آخر و ظاهر و باطن و او به هر چيزى دانا است و او به هر چيزى احاطه دارد و بر اين باور و حال است كه در وجود مؤثّرى جز خدا نيست . » در اين مقام از بعضى از كاملين چيزى صادر شده است كه ظاهر آن وحدت وجودى است كه ممنوع مىباشد ، مانند اين گفته : منزّه است خدايى كه اشيا را ظاهر كرده در حالى كه او عين اشيا است ، زيرا كه خداى تعالى با تجلّى فعلىاش عين هر صاحب حقيقت و عين حقيقت آن است پس معناى اين سفر چنين است كه آن به سبب فعل او است كه مشيّت است ، و حقيقت هر صاحب حقيقتى است و اين سخن مانند قول شاعر است كه مىگويد :
غيرتش غير در جهان نگذاشت * زان سبب عين جمله اشيا شد
چه غيرت از صفات فعلى او و از اسماى مشيّت است يعنى غيرت او كه فعل اوست حقيقت هر صاحب حقيقت است ، مانند : ليس فى الدّار غيره