و موسى . . . » تعليل تصرّف خضر در موسى است در حالى كه رتبهى او پايينتر از موسى است .
و معناى آن اين است كه در پيروى موسى از خضر ، خضر خبردهنده و معلم موسى بود و به او چيزى مىآموخت كه بر آن علم نداشت ، موسى پيرو و متعلم بود و تصرّف خضر از همين جهت بود كه منافاتى با آن ندارد كه موسى از جهت ديگر كاملتر از خضر بوده باشد ؛ لذا امام عليه السّلام فرمود : اين مطلب از آن جهت نبود كه خضر از استحقاق برترى بر موسى داشت و گرنه محض خبردهى ، خبر گيرى ، ياد دهى و ياد گيرى مقتضى برترى خبردهنده بر خبرگيرنده است از يك وجه و از يك جهت .
امام عليه السّلام در مورد « فاراد ربّك » فرمود : خضر در آخر داستان از انانيّت تبرّى جست و همهى اراده را به خداى تعالى نسبت داد ، اين كار را بدان جهت انجام داد كه ديگر از كارهايى كه كرده بود چيزى باقى نمانده بود كه به موسى عليه السّلام خبر دهد و موسى خبرگيرنده و گوشدهندهى كلام و پيرو او بوده باشد ؛ لذا همانند تجرد و خالى گشتن عبد مخلص از انانيّتش مجرّد و خالى گشت ، سپس از نسبت انانيّت در اوّل داستان و از ادّعاى اشتراك در داستان دوّم عذر آورده و گفت : « اين كارها رحمت بود از جانب پروردگارت و من آنها را از جانب خود انجام ندادم » .
پس گفتهى امام عليه السّلام كه : « ديگر چيزى از كارهايش باقى نمانده بود كه به موسى خبر دهد » بدين معنا است كه چيزى نمانده بود كه خدا به موسى
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 468
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٤٦٨