ديّار و قول شاعر :
كه يكى هست و يكى نيست جز او * وحده لا شريك الا هو
غير از اينها به صورت نثر و نظم عربى و فارسى گفتهاند كه ظاهرا موهم وحدت وجود باطل است ولى همهى آنها صحيح است ، چنانچه بر صحّت آنها اشاره شده است و آن وقتى است كه صدورش از صاحب اين مقام باشد و اگر از صاحب سفر دوّم باشد از زمرهى شطحيّات محسوب مىشود .
و شايد قول خداى تعالى اشاره بر اين مقام دارد كه مىفرمايد :
« وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى »
كه اثبات خوديّت براى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و نفى فعل از اوست و اثبات آن براى خدا .
چون خضر عليه السّلام ديد كه مقصود از تعليم حاصل و سفرش منتهى به اين سفر شده و سيرش در مراتبى كه براى انسان ممكن است كامل گشت ، بر حسب استعداد از آنچه كه استحقاق داشت چيزى باقى نماند فرمود :
اينجا جاى فراق بين من و تو است .
اما چون در جهت شهودش جز خدا باقى نماند و خداوند با اسم جامعش بر هر شىء تجلّى نموده بود و او فعل ، حول و قوّهاى جز از جانب خدا نمىديد طبق حال موسى عليه السّلام از انانيّت خود تبرى جست و فعل او را طبق شهود موسى عليه السّلام به خدا نسبت داد ، پس گفت :
فَأَرادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغا أَشُدَّهُما
. . .
وَ ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي
در خبرى كه از امام