تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
جز نسبت به خداى تعالى درك و احساس باقى نمىماند اگر چه هنوز چيزى از بشريّت باقى مانده باشد ، كه در اين هنگام از او شطحيّات ظاهر مىشود ، مانند : « سبحانى ما اعظم شأنى » و « ليس فى جبّتى سوى اللّه » و « انا الحقّ » و امثال اين‌ها ؛ و گاهى سالك در هر يك از تجليّات سه‌گانه معتقد غلوّ مىشود ، و شايد قول خداى تعالى :
فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ
اشاره به مقام سوّم از مقامات است چون خداى تعالى اشاره به بقاى خوديتى براى آن‌ها نكرده است . گاهى خداوند با اسم واحد بر سالك و ما سواى او متجلّى مىشود كه در اين صورت مرتبه‌ها و تعيّن‌ها از نظرش محو مىگردد و در نتيجه بر وحدت معتقد گشته و از آن اباحه ، الحاد ، زندقه ، انكار رسالت و مبدأ و معاد كه نهايتا بر سقوط عبادات و تكليف مىانجامد . سالك در اين سفر از شرك وجودى و ديدن انانيّت خود خالى نيست در عين حالى كه حق را به طور مجرّد يا در مظاهر مشاهده مىكند و نيز كمتر اتّفاق مىافتد كه از خشيّت خالى باشد اگر خوف و ترس از او زائل شده بدان جهت است كه از سفر اوّل گذشته و خوف از لوازم سفر اوّل است . براى اشاره به اين سفر و اشراك و خشيّت ( كه لازمه‌اش مىباشد ) فرمود : « فخشينا » تا در انانيّت تشريك باشد ، چرا كه خضر عليه السّلام بر اين مقام تنزّل نمود تا با موسى عليه السّلام مدارا نموده و با او موافق باشد ، نسبت خشيت به خدا اگر چه به صورت انفرادى صحيح نيست ، ولى تشريك خداى تعالى در
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 462 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى