تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
گاهى در دو عالم ، دو حاكم مىبيند كه در دو عالم و عالم طبع تصرّف مىكند ، پس گمان مىكند كه مبدأ يزدان و اهريمن است و گاهى هر دو عالم و حاكم بر آن دو را مستقلّ مىبيند كه هيچ يك معلول ديگرى نيست به زعم خود هر دو را قديم و ازلى مىپندارد . گاهى عالم ظلمت و حاكم آن را معلول نور و حاكم آن مىبيند و گمان مىكند كه يكى از آن دو قديم و ديگرى حادث است . گاهى خداى تعالى بر بعضى مظاهر به اسم خدايان تجلّى و ظهور پيدا مىكند مانند : املاك ، افلاك ، فلكيّات ، عناصر ، عنصريّات ، ابليس‌ها و اجنّه . پس سالك گمان مىكند كه آن‌ها مستحقّ عبادت هستند ، گاهى خداى تعالى با بعضى از اسم‌هايش بر سالك يا غير سالك تجلّى پيدا مىكند به نحوى كه خدا را حالّ در آن ديده و در نتيجه معتقد به حلول مىشود ، گاهى در اين تجلّى به جبر اعتقاد پيدا مىكند كه مىبيند فعل از جانب خداى تعالى بر او جريان پيدا كرده است . و گاهى اين چنين تجلّى پيدا مىكند كه دو بودن برداشته مىشود ، پس معتقد بر اتّحاد مىشود ، و گاهى در اين تجلّى به متوسّط بين جبر و تفويض معتقد مىگردد . گاهى بر سالك يا بر غير سالك طورى تجلّى مىكند كه در سالك