پس آنگاه كه اين سفر به پايان رسيد و سفر دوّم را شروع كرد ( كه آن سير از حق و خلق به سوى حق و بعد از آن از حق به حق است ) بايد كه شيطنت را كشته و محو نمايد ، كه آن ( در واقع ) رييس تمام قواى نفسانى و سربازان شيطان است تا طفل قلب متولّد شده و خانهى سينه پاك شود كه فرشتگان در آن نازل گردند تا خانهى قلب را تعمير كرده و پاكيزه سازند كه در خور شأن صاحبخانه و دخولش بر آن شود .
در اين سفر جدّا منزلهاى فراوانى بر حسب تجلّى خداى تعالى با اسمائش بر سالك به طور انفرادى و تك اسمى يا به طور انضمام و جمعى وجود دارد ، و در اين سفر است كه جميع عقايد باطل بر او ظاهر مىگردد ، و به جميع مذاهب مختلف از قبيل : ثنوى ، ابليسى ، وثنى ، صابئى ، جنّى ، ملكى ، غلوّ ، نصب ، اعتزال ، جبر و حد وسط بين آن دو ، حلول ، اتّحاد و وحدت ، اباحه ، الحاد ، نفى حشر و اثبات معاد ، انكار نبوّت و اثبات آن ميل پيدا مىكند .
اين حالات مختلف بر حسب تجلّيات گوناگون خداوند تبارك و تعالى ( جماليه و جلاليه ) مىباشد ، به نحوى كه اگر عنايت و توجّه شيخ با او نباشد همهى اين مذاهب را حق مىبيند ، همانطورىكه همهى آنها از همين سير ناشى شدهاند ، بدان جهت كه سالكين تحت امر و دستور شيخى نبودهاند كه آنها را تربيت كرده و بطلان باطل را بر ايشان ظاهر سازد نبودهاند ، چه گاهى بر سالك عالم نور و ظلمت ظاهر مىشود كه آن دو را متصرّف در عالم طبع ديده و گمان مىكند كه عالم دو مبدأ دارد ؛ نور و ظلمت
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 460
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٤٦٠