بود چنانچه گذشت ، ولى او محتاج بر آن بود كه خضر عليه السّلام در جهت وحدت و سلوك الى اللّه راه تكميل را به او بياموزد .
و اما در راه سلوك چون سالك در اوّل مراتب سلوكش كه سير از خلق به سوى حق است احتياج به خراب كردن بدن و اضمحلال قواى نفسانى دارد تا از تسلّط شيطان و غصبش رهايى يافته و تسليم قواى عقل بشود ، كه آن قواى عقلى در ابتداى امر مساكين و درماندگانى هستند كه از اكتساب و به دست آوردن ما يحتاج خودشان عاجزند ؛ لذا خضر عليه السّلام خراب كردن كشتى را اظهار نمود تا تنبيه و تعليم و تكميل باشد .
اسباب تهذيب بدن و شكستن قواى نفس حدّ و حصر و انضباط و ميزانى ندارد ، بلكه آن گاهى اختيارى است مانند انواع رياضتها و سياحتها و عبادتها ، و گاهى هم اضطرارى است مانند انواع بلاها و امتحانات كه خداوند آنها را بر سالك بر حسب آنچه كه حكمتش اقتضا مىكند وارد مىسازد .
بلكه مىگوييم : دخول سالك در سلوك و قبول شيخ او را ، توبه كردنش به دست شيخ ، تلقين ذكر به وسيلهى شيخ با شرايطى كه دارد ، ابتداى شكستن قواى نفس و اوّلين مرتبهى جهاد نفس و جنگ با قواى نفس و اوّل اقتدار و توانايى انسان بر جهاد و غلبه است كه با كمك شيخ و امداد او يكى پس از ديگرى تحقّق مىيابد تا جايى كه سلطنت و حكم براى او حاصل شود ؛ سالك در اين مرتبه از سلوك به سبب كفر شهودى كافر
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 458
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٤٥٨