ساختن كشتى را وسط بين دو جزء سبب قرار داد تا اشعار بر اين داشته باشد كه اهتمام در قصد معيوب ساختن به خاطر حفظ معيشت و زندگى مساكين و بيچارگان و ترحّم بر آنهاست نه به خاطر ظلم و منع ظالم .
به عبارت ديگر : آن جزئى كه در آن قصد و اراده از دو جزء سبب اهميّت دارد و به آن اهتمام شده ، حبّ در راه خدا است نه بغض در راه خدا .
و به عبارت سوّم داعى و انگيزهى خضر عليه السّلام به آن قصد و ارادهى رحمت است نه غضب .
وَ أَمَّا الْغُلامُ فَكانَ أَبَواهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينا أَنْ يُرْهِقَهُما طُغْياناً وَ كُفْراً فَأَرَدْنا أَنْ يُبْدِلَهُما رَبُّهُما خَيْراً مِنْهُ زَكاةً وَ أَقْرَبَ رُحْماً
و امّا آن پسر بچّه پدر و مادرش مؤمن بودند و ما ترسيديم كه مبادا طغيان و كفر بر آنها تحميل كند و خواستيم تا پروردگارش به جاى او فرزندى پاكنهادتر جانشين گرداند كه مقصود از « زكات » طهارت از كفر ، شرك و گناهان است ؛ يا مقصود نموّ و رشدى است كه غلام قلب پاكيزهتر و بانموّتر از غلام شيطنت پيشه است .
وَ أَقْرَبَ رُحْماً
و از دو جهت رحمت و مهربانى نيز به پدر و مادرش نزديكتر است ، « رحم » از « رحم » با كسره و سكون و « رحم » با فتحهى راء و كسرهى حاء به مهنى خويشى است و اين با معناى حقيقى موافقتر است .
زيرا كه نزديكى به قرابت و خويشى نزديكتر است از نزديكى به