مشرف بر خراب شدن بود ( ديوار ترك داشت و رو به خرابى ) ، خضر آن را بر پا نمود بدينگونه كه دستش را بر آن گذاشت و گفت : قم باذن اللّه .
در اين مطلب تعليم و تنبيه بر اين است كه در آخر سلوك الى اللّه شايسته است كه ديوار بدن را سر راست و اصلاح كرد تا با اصلاح آن كمال نفس تام و كامل شود و تعبير در جملهى اوّل بر سفينه و كشتى ، در اين جمله به « جدار » ديوار براى اشعار به اين است كه بدن در اوّل سلوك همانند كشتى است كه از هر كالا و متاعى مملو است و در آخر سلوك مانند ديوارى است كه از متاع نفس خالى شده است .
قالَ لَوْ شِئْتَ لَاتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْراً
موسى گفت : اگر مىخواستى مىتوانستى از آنها مزد بگيرى ! يا به بيانى ديگر شايسته نبود در اين شرائط ديوار راست كنى مگر اين كه در قبالش به ما طعام و جا بدهند يعنى براى كارت بايد مزد مىگرفتى ! « 1 »
قالَ هذا فِراقُ بَيْنِي وَ بَيْنِكَ
خضر گفت : اينجا جايى است كه بايد از همديگر جدا شويم يعنى جدايى من و تو معهود بود ، يا اين فراق و جدايى است در بين من و تو .
سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً
هم اكنون كارهايى را كه انجام دادم و تو نتوانستى صبر كنى تأويل آن را به تو
هامش
( 1 ) امّا موسى عليه السّلام غفلت نمود از اين كه خدمت بىپاداش شرط وصول بر مقام ولايت عظماى الهى است چنان كه در سورهى دهر ( هل اتى ) بيانگر آن است كه چون على و خاندانش عليهم السّلام انفاق اجر و مزدى نخواستند به شراب طهور تطهير وجودى شدند و عصمتشان نمودار گرديد و 17 آيه در شأنشان نازل شده است . ( مترجمين )