تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
آن تنبيه بر طريق تربيت و تعليم كيفيّت سلوك است ، چه سالك در ابتداى كار بايد كشتى بدن و نفس را خراب كند تا از سلطنت ابليس رهايى يافته و از غضب او ايمن گردد .
فَانْطَلَقا حَتَّى إِذا لَقِيا غُلاماً فَقَتَلَهُ
باز هم با هم از دريا به سوى خشكى روانه شدند تا به پسر بچّه‌اى برخوردند كه در بين اطفال بازى مىكرد و گويند بچّه آن‌قدر زيبا بود كه گويا پاره‌اى از ماه است و در دو گوش او دو گوشواره بود خضر عليه السّلام بر او نگاهى كرده و بدون فكر و تأمل ( بىگفتگو ) به قتل رسانيد .
قالَ أَ قَتَلْتَ نَفْساً زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ
موسى عليه السّلام وقتى كه خضر عليه السّلام پسر بچّه را كشت به سوى خضر پريد و به او تغير و ناراحتى نمود ، چون غيرت او را بر اين كار واداشت ، چرا كه موسى كار منكر و بدى را ديد در نهايت بدى و چيزى را ديد كه در ظاهر شريعت نهايت ظلم حساب مىشود و كننده‌ى چنين كارى مستحقّ قتل است . و گويا كه بغض در راه خدا اختيار را از او سلب كرد ، پس بىاختيار به سوى خضر پريد و او را گرفت و بر زمين زد ؛ و روى همين جهت بود كه نبىّ صلّى اللّه عليه و آله فرمود مخالفت اوّل موسى با خضر عليهما السّلام از جهت نسيان و فراموشى بود ( در مقام اعتراض ) گفت : آيا نفس بىگناهى را بدون اين كه كسى را كشته باشد كشتى ؟ ! و بچّه در شريعت مستحقّ قتل نيست .
لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً نُكْراً
به راستى كه كار ناپسنديده‌اى كردى ! !
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 449 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى