تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
كردى كه سرنشينانش را غرق كنى ؟ ! كار او را منكر شمرده و شرطى را كه بين خود و او بود فراموش كرد ، زيرا كارهايى را كه از او مىديد در نظرش بزرگ و ناروا جلوه مىكرد چه او منكر ظلم و ستم بود و تحمّل ديدن آن را نداشت .
لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً إِمْراً
به راستى كه كار منكر عجيبى انجام دادى !
قالَ أَ لَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً
حضرت خضر عليه السّلام براى اين كه موسى عليه السّلام را از خلف وعده‌اش آگاه سازد و اندكى صبر و تحمّل بياموزد فرمود : آيا نگفتم كه با من شكيبايى نتوانى كرد ؟ ! همين جا بود كه موسى عليه السّلام وعده‌اى را كه داده بود به ياد آورد و از خلف وعده‌اش عذر خواهى كرده و در خواست نمود كه خضر عليه السّلام خواهش او را پذيرفته و از او جدا نشود .
قالَ لا تُؤاخِذْنِي بِما نَسِيتُ
در حالى كه با تضرّع سؤال مىكرد گفت : مرا به آنچه كه فراموش كرده‌ام مؤاخذه مكن . و اگر ما موصوله باشد به معناى اين كه مرا به پيمانى كه فراموش كرده‌ام بازخواست مكن و اگر ما مصدريّه باشد معناى اين است كه : مرا بر پيمان فراموش شده باز خواست مكن
وَ لا تُرْهِقْنِي مِنْ أَمْرِي عُسْراً
بر من مگير كه تو را نافرمانى و يا پيمانم را فراموش كردم و مرا تكليف سخت و توانفرسا مفرما ، به طورى كه نتوانم از تو پيروى كنم . از نبىّ صلّى اللّه عليه و آله نقل شده است كه بار اوّل موسى عليه السّلام فراموش كرد و در