مشايخ مخفى شدند ، و حال بر كسانى كه شيعه ناميده شدهاند مشتبه گشت و متوسّل بر علوم عامه صوفى آنان شده و علم شريعت و آداب طريقت را جهت اغراض نفسانى و دنيوى تحصيل كردند ، و خود را به كسانى از مشايخ شيعه كه بر حقّ بودند تشبيه نمودند حسد ، بغض ، كينه ، نزاع و خلاف بين آنها درگرفت و هر يك از آنها ديگرى را طعنه زده و بعضى بعض ديگر را تكفير نمود و برخى آب دهان به صورت ديگرى انداخت .
و اين امور واقع نمىشود مگر به جهت هواهاى نفسانى و غرضهاى فاسد كه خداوند ما و جميع مؤمنين را از شرّ هواى نفس در دنيا و دنباله و تبعهى آن در آخرت در پناه خود نگهدارد .
قالَ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً
خضر عليه السّلام جهت كامل كردن عزم و ثبات قدم موسى عليه السّلام ، تكميل تضرّع و آمادگىاش ، تمهيد و مقدّمهچينى براى گرفتن عهد و پيمان از او چنين گفت : تو نمىتوانى با من صبر كنى ، چون به من كارى موكول گشته است كه تو طاقت آن را ندارى و تو موكّل علمى شدهاى كه من طاقت آن را ندارم آنچنانكه در خبر است .
اين مطلب بدان جهت بود كه به موسى علم كثرت ، حفظ مراتب و نظر به ظواهر و حفظ حقوق و رساندن آن بر اهلش ، اجراى احكام قالبى و حدود آن ، اين كار بسيار بزرگ و مهمى است كه اندكى از اوّل يا آن را تحمّل مىكند ، مگر اين كه خداوند او را براى رسالت اختيار كرده و در مقام كثرت كمال بخشيده باشد توأم با كمالى كه در توحيد دارد مانند موسى عليه السّلام اگر چه