رجوع كرد ، با اين كه مرتبهى خضر عليه السّلام از اين جهات پايينتر از موسى عليه السّلام بود ، عليه السّلام موسى عليه السّلام در كمال تواضع ، تضرّع و حفظ ادب از خضر سؤال كرد كه آنچه را كه نزد او است و بر آن عالم است به موسى عليه السّلام بياموزد و در سؤال كردن همانند كسى بود كه مىخواهد پيرو او باشد و سخنانش را قبول كند ، با اين كه خضر عليه السّلام از قبول كردن سرباز مىزد و براى خود عار و ننگ مىدانست و بر موسى عليه السّلام تكبّر مىكرد .
در اخبار اشاره شده است : كسى كه حافظ مراتب كثرتها و حقوق آنها باشد برتر و جامعتر از كسى است كه در توحيد و اسرار آن مستغرق باشد و نيز در اخبار وارد شده به همين جهت است موسى افضل و برتر از خضر بود .
و همچنين شايسته است كه شيخ ارشاد در صورتى كه مرتبهى اجازهى روايت براى او حاصل نشده به شيخ روايت رجوع كند و احكام كثرتها را از او فرا بگيرد و رجوع كردن به او را عار و ننگ حساب نكند ، بلكه نزد او تواضع كرده و خود را ذليل سازد و احكام شريعت را از او بگيرد .
و سزاوار است كه هر كدام از پيروانش را امر به رجوع به ديگرى نمايد تا دوستى بين بندگان واقع شود و نزاع و عناد از بين برود كه مستحقّ رحمت و فضل از پروردگار بندگان گردند .
و اين چنين بود حال بندگان در زمان ائمّه عليهم السّلام و بعد از آن تا مدّتى از زمان غيبت كبرى و پس از آن كه غيبت طولانى شد امّت مختلط گشت و
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 444
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٤٤٤