نظرشان متوجّه بر كثرتها و مراتبشان عطا كردن هر صاحب حقى از لطف و قهر ، و اعطا و منع است ، و لذا آنها را علما ناميدهاند چون علم به وجهى درك نكردن مراتب كثرتها و حقوق آنها است .
و اما شأن مشايخ ارشاد تعليم احكام قلب ، سلوك الى اللّه ، تجريد از كثرتها ، عدم التفات بر كثرات ، تهذيب اخلاق و اتصاف به صفات روحانيّين و ميراندن غضب و شهوت است ، و لذا آنها را حليمها و بردباران مىنامند .
چون غضب را ميرانده و به قضاى الهى راضى شدهاند و شأن مشايخ هر دو اجازه جمع بين دو حقّ و حفظ مراتب كثرت است با تمكّن و اقتدار در مقام و حدّت و دعوت بر آن با ابقا در كثرت و تصرّف نفوس ، بدان گونه كه نفوس را بر و حدّت جذب كرده و در عين حال در كثرت توسعه دهد ، و خلاصهى مطلب حفظ كردن جميع مراتب است به نحو شايسته و لذا آنان را حكما ناميدهاند .
در روايتى از امام سجّاد عليه السّلام بر هر سه مورد بالا اشاره شده است كه فرمود : اگر مردم مىدانستند چيزى را كه در طلب علم است آن را طلب مىكردند اگر چه با ريختن خون و فرو رفتن در درياها باشد ، خداوند تبارك و تعالى بر دانيال عليه السّلام وحى كرد كه مبغوضترين بندگان من نسبت به من بندهى جاهل و نادانى است كه حقّ اهل علم را سبك بشمارد و پيروى از آنها را ترك كند و محبوبترين بندگانم بندهى پاكى است كه طالب ثواب
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 442
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٤٤٢