1 نوّاب و جانشينانى كه در مقام رسالت و شريعت مجاز بودهاند مشايخ اجازهى در روايت ناميده شدهاند .
2 نوّاب در مقام ولايت مشايخ اجازهى ارشاد نام گرفتهاند .
3 نايبانى كه جامع هر دو نيابت بودهاند هر دو اسم را دارند .
كلّا دو قسم اوّل نوّاب خاصّ ناميده شدهاند ، غير از اينها از كسانى هم كه خود انبيا و ائمّه به امامت جماعت يا جمع اموال و غير اينها نصب كردهاند به عنوان نوّاب خاصّ نام بردهاند ؛ اما قسم سوّم را نوّاب عام مىنامند چون نيابتشان نسبت بر هر چيزى كه به امام عليه السّلام بر مىگردد عموميّت دارد .
لذا همانطور كه سلسلهى اجازهى روايت در مشايخ و استادان روايت از زمان معصومين عليهم السّلام تا زمان ما منظّم و منضبط متّصل است سلسلهى اجازهى ارشاد هم از زمان خاتم صلّى اللّه عليه و آله بلكه از زمان آدم عليه السّلام تا زمان ما متّصل و منظّم بوده است .
پس اگر كسى بدون اين كه اذن از صاحب اجازهى معصوم عليه السّلام داشته باشد ادّعاى فتوا يا ارشاد كند خطا كرده ، گمراه شده و ديگران را نيز گمراه نموده است ، بر خلاف آنان كه با اجازه فتوى داده و ارشاد مىنمايند كه مدادشان افضل و برتر از خون شهدا است .
و شأن مشايخ روايت تعليم و ياد دادن عبادتهاى قالبى و سياست بلاد مانند : حدود ، ارث ، آداب معاملات و مناكحات بر بندگان است ،
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 441
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٤٤١