مجمع البحرين رسيدند ماهى را در آنجا جا گذاشتند ( از آن غفلت كردند و يادشان رفت ) يا وقتى كه ماهى زنده شد و داخل دريا گشت قضيهى ماهى را فراموش كردند ؛ و يوشع فراموش كرد كه به موسى عليه السّلام قضيهى ماهى را خبر دهد ، در حالى كه علامت ديدن آن عالم زنده شدن ماهى شور بود هم چنان كه در محلّ خودش بر آن اشاره خواهد شد .
و نسبت فراموشى و نسيان به هر دو از باب تغليب است كه آن در لسان عرف شايع و فراوان است .
فَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَباً
ماهى راه دريا را در پيش گرفت و روانه شد لفظ « سربا » به معناى سلوك يا سالك است ؛ يا مصدرى غير از فعل يا حال است در ذكر ماهى و علامت بودن آن براى رسيدن به آن عالم ، چگونگى زنده شدن ماهى و به دريا افتادنش ، و فراموش شدنش اختلاف فراوانى اخبار وجود دارد .
سرّ اختلاف اشعار بر تأويل دارد و اين كه صورت تنزيل عنوان حقيقت تأويل است ، چه حاصل و خلاصهى تنزيل اين داستان چنانچه از اخبار استفاده مىشود اين است كه موسى عليه السّلام به جبرئيل گفت با چه علامتى بدانم كه به نقطهى التقاى دو دريا رسيدهام ؟
جبرئيل گفت علامت تو اين كه با خود ماهى را ببرى كه هر وقت آن ماهى زنده شد آن وقت بدان تو به نقطهى مورد نظر رسيدهاى .
پس ماهى را برداشته و راه افتادند و در بين راه به مردى برخورد