وصول را تعليم مىدهد تا براى او قبول حاصل گردد ، و كيفيّت و چگونگى همراهى و مصاحبت بعد از قبول را ياد مىدهد .
در اين داستان اوصاف شيخ نيز بيان شده است كه چگونه شايسته است تربيت كند ؟ و بيان تمام مقامات سالكين مىباشد ، چنانچه در جاى خود خواهد آمد ، لفظ « فتى » و « فتاة » به عبد و امه ( كنيز ) و خادم و خادمه ، مطيع و مطيعه ، مؤمن و مؤمنه و به مردى و مردانگى كه ديگران را بر خود ترجيح مىدهد و ايثار مىكند اگر چه خود محتاج باشد ، و به پسر جوان و دختر جوان اطلاق مىشود .
و مقصود از آن در اينجا يوشع بن نوح عليه السّلام وصىّ موسى عليه السّلام و دليل ارشاد او و واسطهى بيعت ، خلافت و جانشينىاش از نبوّت است .
نبوّت او و يوشع براى « فتى » با تمام معانىاش بود ، چه يوشع به واسطهى موسى خود را به خدا فروخت و خادم و مطيع او بود ، و او را بر خودش ترجيح مىداد و برمىگزيد ، و او بود كه سبب طلب موسى عليه السّلام بعد از مقام رسالت و فضيلت اولوالعزم بودن گرديد ، چنانچه از اخبار استفاده مىشود مطلب از اين قرار است كه هنگامى كه خداوند با موسى عليه السّلام سخن گفت و الواح را به او داد كه همه چيز در آن بود .
چنانچه خداى تعالى فرمود :
وَ كَتَبْنا لَهُ فِي الْأَلْواحِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْعِظَةً وَ تَفْصِيلًا لِكُلِّ شَيْءٍ فَخُذْها بِقُوَّةٍ وَ أْمُرْ