قالَ أَ رَأَيْتَ
لفظ « أ رأيت » در عرب و عجم با همين لفظ كلمهى تعجب است و اصل آن چنين است : « أ رأيت ما دهانى ؟ ! يعنى ديدى چه ؟
چيزى مرا به تعجب واداشت ، يا ديدى چه شگفتآور بود براى من ؟
إِذْ أَوَيْنا إِلَى الصَّخْرَةِ
در اينجا موصول و صلهاش حذف شده و ظرف جانشين آن گشته ، يا اصل آن « أ رأيت بلية اذ أوينا » بود كه مضاف حذف شده و مضاف اليه جاى آن مانده است يا خود ظرف مفعول است بر طريق مجاز عقلى ، يا مفعول محذوف است ؛ و « اذ اوينا » مستأنف است و مفعول محذوف را تفسير مىكند ، و لفظ « اذ » متعلّق بر محذوفى است كه جملهى بعدى مفسّر آن مىباشد .
فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ
ماهى را جا گذاشتم ، يا فراموش كردم كه اين امر عجيب را براى تو تعريف كنم كه ماهى زنده شد و به دريا افتاد .
اين جمله آن متعلّق حذف شده ( مقدّر ) را تفسير مىكند ؛ و ذكر شده است كه يوشع از بس امثال اين داستان را از موسى ديده بود بر آن اهميّت نمىداد و آن را ذكر نكرد .
وَ ما أَنْسانِيهُ إِلَّا الشَّيْطانُ أَنْ أَذْكُرَهُ
فراموشم نگردانيد جز شيطان ، كه اين فراموشى را موجب گرديد كه براى تو تعريف كنم
وَ اتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَباً
و ماهى در كمال شگفتى راه دريا را پيش گرفت .
قالَ ذلِكَ ما كُنَّا نَبْغِ
موسى گفت ما نمىخواستيم داستان