ماهى اين چنين بشود ، چه آن ماهى دليل بر مطلوب بود ، يا دليل بر مردى كه بايد نزديك سنگ او را مىديديم ؛ حذف لام الفعل جهت وصل بر اهميّت آن وقف است تا مشعر به اين باشد كه طلب و سلوك با خضر عليه السّلام تمام نشده است .
فَارْتَدَّا عَلى آثارِهِما قَصَصاً
پس از همان راهى كه آمده بودند برگشتند تا آن جاى اوّل و مردى را كه بايد آنجا باشد بيابند ؛ آنان پى آثارشان ( رد پا و . . . ) را گرفته و آن را دنبال كردند با يك پيگيرى دقيق ، ممكن است « قصصا » مصدر باشد بدون لفظ فعل .
فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا
بعد از رسيدن به آنجا بندهاى از بندگان ما را يافتند كه خداوند به او شرافت عبد بودن و اضافهى بر خودش را عنايت فرموده است .
آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا
سپس او را به دادن رحمت وصف نمود و مخصوص بر رحمتى گردانيد كه از جانب پروردگارش مىباشد تا اشاره بر رحمت خصوصى باشد كه همان ولايت است ، زيرا خداوند رحمت عام را كه از سايههاى اسم رحمن است بر هر كسى مىدهد ، بلكه بر هر موجودى عرضه مىدارد ، چه ظهور اشيا ، وجود ، قوام و بقاى آنها به واسطهى رحمت عام است .
و رحمت خاصّ كه از سايههاى اسم رحيم است براى هر كسى مىباشد كه دعوت عام را قبول كرده و با بيعت نبوى بيعت نمايد ، و نيز براى