آزموده شدنشان به واسطهى ابتلاى بر انواع بلاها همه و همه براى اين است كه آنها از منيّت ( منمى ) و خودپسندى خارج شوند .
و لذا گفته شده : تمام اهتمام مشايخ در تربيت سالكين الى اللّه اين بوده كه غاز انانيّت خارج شوند و هيچ يك از افعال و اوصاف را به خودشان نسبت ندهند ؛ پس هرگاه شيخ از سالك خودپسندى و اعجاب ببيند از او كاملا منزجر و ناراحت مىشود .
لا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُباً
من از سير و طلب باز نخواهم نشست تا به مجمع البحرين ( دو درياى روم و فارس ) برسم كه خداوند به موسى عليه السّلام وعده داده كه مجمع دو درياى امكان و وجوب را ملاقات كند ؛ لفظ « حقب » به معناى دهر و زمان است ، ولى مراد همانطور كه در خبر تفسير شده است هشتاد سال است ، موسى عليه السّلام بالفظ « لا ابرح » كه دلالت بر دوام سير و حركت مىكند و لفظ « حقب » كه نهايت مقدار عمرى است كه انسان مىتواند داشته باشد ثبات عزم خود را در طلب بيان مىكند و آن هم به نحوى كه به غير آن مشغول نباشد تا به مطلوبش برسد يا عمرش را در طلب آن فانى سازد .
و مقصود از نقل اين داستان تعليم طريق طلب و ثبات عزم بر آن مىباشد و اين كه طالب طريق آخرت بايد چنين باشد و گرنه با حسرت و آه بر مىگردد .
فَلَمَّا بَلَغا مَجْمَعَ بَيْنِهِما نَسِيا حُوتَهُما
هنگامى كه به