صاحبش خانوادهى فقيرى بود كه از آن ارتزاق مىكردند خواستم چون كشتيهاى بىعيب را پادشاه به غصب مىگرفت اين كشتى را ناقص كنم ،
و امّا آن غلام پدر و مادر او مؤمن بودند از آن باك داشتم كه آن پسر آنها را به خوى كفر و طغيان خود در آورد ،
خواستم تا به جاى او خدات فرزندى بهتر و صالحتر از جهت ارحامپرستى به آن پدر و مادر دهد ،
امّا آن ديوار ( را كه تعمير كردم ) در اين شهر بدين جهت بود كه زير آن گنجى از دو طفل يتيمى كه پدرى صالح داشتند نهفته بود خدا خواست تا آن اطفال به حدّ رشد رسند تا به لطف خدا خودشان گنجشان را استخراج كنند و من اين كارها نه از پيش كردم اينست مآل و باطن كارهايى كه تو طاقت و ظرفيت بر انجام آن نداشتى . »
تفسير
وَ إِذْ قالَ مُوسى لِفَتاهُ
به ياد بياور ( تا ياد بگيرى ) يا ياد آورى كن تا ياد بدهى .
بدان كه در داستان موسى و خضر انواعى از عبرتها و تعليم جهت ياد گرفتن چگونگى طلب است و اين كه طالب طريق آخرت شايسته است كه همّتش وصول به انسان كامل باشد كه مجمع درياى وجوب و امكان ، مرآت و آيينهى تمام اسما و صفات حقّ و جميع حدود و تعيّنات خلقى است .
و شايسته است كه طالب طريق آخرت تا بسر آمدن عمرش داراى عزم در طلب باشد و نيز داستان موسى و خضر عليهما السّلام كيفيّت سؤال بعد از