آموختيد ، و از آنچه كه به شما داديم داديم ( از قوا و مشاعر دنيوى ) ، از اعضا و آلات بدنى طبيعى ، و از كسانى كه آنها را جز خدا اوليا و دوست برگزيديد ! ( از همهى اينها ) جدا و منفرد آمديد ! اين جملهى « لقد جئتمونا » مانند قول خداى تعالى است كه فرمايد : «
لَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادى
» .
كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ
همانطور كه بار اوّل شما را آفريديم در حالى كه عارى از همهى اين چيزها بوديد ، و تقييد خلقت به « اوّل مرّة » براى اشاره به اين است كه باز گردانيدن و برانگيختن آفرينش دوّم ديگرى است .
يا براى اشاره بر اين است كه انسان از ابتداى آفرينش خود هر آن در خلقت دوّم ديگرى است ، بنابراين كه قايل به حركت جوهرى يا تجدّد امثال يا تحليل رفتن بدن و اتّحاد او با بدنش يا دگرگونى كيفى بدن باشيم .
بَلْ زَعَمْتُمْ أَلَّنْ نَجْعَلَ لَكُمْ مَوْعِداً
چون قول خداى تعالى «
لَقَدْ جِئْتُمُونا
» رد بر گمان آنهايى كه گمان مىكردند برانگيخته نمىشوند ، گويا كه فرموده است : شما نزد ما آمديد در حالى كه اين آمدن را باور نداشتيد و عدم آن را گمان مىكرديد ، و لذا آوردن « بل » صحيح و نيكو شده است .
وَ وُضِعَ الْكِتابُ
مقصود كتابهاى اعمال خلايق است ، بنابراين كه « الف و لام » در « الكتب » براى استغراق بوده باشد ، يا بنابراين كه