حال كه شيطان اطاعت پروردگارش را نكرده كه خالق ، ربّ و منعمش بوده است ، و شايسته نيست كه موجودى ولى قرار داده شود چرا كه خارج از امر منعم نمىتواند احسان بكند .
وَ هُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ
در حالى كه شيطان و ذريّهاش با خروج از اطاعت پروردگار دشمن شما هستند ، پس شايسته نيست كه آنها را دوستان خود قرار دهيد ، يعنى آنها را دوستان خود قرار دهيد يعنى آنها نه خودشان استحقاق ولايت دارند ، و نه نسبت به شما چنين استحقاقى را دارند
بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا
چه بد است براى ستمكاران كه ولايت را در غير مستحقّ فرار مىدهند ، ممكن است اين جمله وجه ديگرى براى منع از ولى قرار دادن شيطان داشته باشد ، گويا كه گفته است : شيطان ولى ظالمين است ، و كسى كه چنين باشد شايسته نيست كه ولى قرار داده شود ، و چه بد بدلى است اين كه به جاى خدا شيطان را ولى خود قرار دادهاند .
ما أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
ابليس و ذريّهاش را گواه بر آفرينش آسمانها و زمين نگرفتم ، يا مشركين را شاهد و گواه نگرفتم .
چنانچه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : به سبب عمر بن خطاب يا ابو جهل بن هشام اسلام را عزيز بگردان ؛ پس خداوند اين آيه را نازل فرمود .
بنا بر معناى اوّل اين جمله وجه ديگرى را براى منع از قرار دادن ابليس و ذريّهاش به عنوان اوليا مىباشد يعنى من در خلق آسمانها و زمين