انجام مىدهد و آن وجه باقى خدا است كه به سبب ولايت تكليفى و با بيعت باطنى حاصل و ظاهر مىشود ؛ براى اين كه عمل صالح اختصاص بر فعل و عمل خاصّ ندارد .
اخبار در تفسير آن مختلف است به طورى كه بر : نماز شب ، مطلق نماز ، نمازهاى پنجگانهى واجب ، تسبيحهى كبرى ، اولاد صالح ، درختان ميوه كه انسان آن را مىكارد ، و به اصل همهى اعمال صالح كه همان ولايت است تفسير شده است ؛ و نيز بر محبّت كه لازمهى اساسى ولايت است يا به دنبال آن مىآيد .
وَ يَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبالَ
و روزى كوهها را به صورت گرد و غبار پراكنده سازيم اين جمله عطف بر « عند ربك » و يا با مقدّر داشتن « ذكر » به معناى به ياد ار جملهى عطف به اعتبار معناى است .
وَ تَرَى الْأَرْضَ بارِزَةً
و زمين را از زير كوهها و پشت تلّها و تپّهها آشكارا مىبينى به نحوى كه هيچ تپّه و بلندى مانعى در آن نخواهى ديد
وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً
و مردم را در آن زمين صاف براى حساب محشور خواهيم كرد ؛ و جمله يا حال است كه ماضى بودن آن نسبت به عامل خودش مىباشد ، يا عطف است و ماضى بودن آن به جهت تحقّق وقوع آن مىباشد .
فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً
هيچ كس را فروگذار نكنيم ، نه