چيزهايى را كه نفوس در دنيا بستگى بر آن دارد و اهميّت جمع و حفظ كردن آنها را ذكر نمود ، آنها را به حيات دنيوى اضافه نمود تا مشعر بر ناپايدارى شان بوده باشد كه زود از بين مىروند و شايستهى اهتمام عاقل نمىباشند بلكه شايسته است هر عاقلى بر چيزهايى اهميّت بدهد كه برايش باقى مىمانند و نفعى را عايد او مىنمايند .
پس از آن فرمود :
الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا
ثروت و فرزند زينت زندگى دنيوى است كه با زائل شدن آن از بين مىروند .
وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ
و آن عملهاى شايستهاى كه ماندگارند ، نه فاسد شدنى و زوالپذير ، مانند : چيزهايى كه نفوس بر آنها اهميّت مىدهند ، مال دنيا ، اولاد و چيزهايى كه لازمه و دنبالهى آنهاست
خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً وَ خَيْرٌ أَمَلًا
نزد پروردگارت آن عملهاى شايستهى پايدار بهتر است اگر چه ميل شما بر مال و اولاد آن را بهتر مىنماياند ، پس شايسته است كه انسان عمل شايسته را طلب كرده و آن را آرزوى خويش قرار دهد نه مال و اولاد را .
مقصود از عملهاى صالح كه باقى مىمانند عملى است كه انسان به حكم عقل آن را انجام مىدهد نه به حكم نفس ؛ به عبارتى عملى است كه اثر آن در كلمهى باقى انسان كه همان صفحهى نفس است باقى بماند ، و به عبارت ديگر عملى است كه انسان آن را از وجههى ولايت تكوينىاش