نيكوكار و نه بدكار
وَ عُرِضُوا عَلى رَبِّكَ صَفًّا
به صورت صفهاى متعدّد بر پروردگارت عرضه مىشوند ، چنانچه وارد شده كه مردم در آن روز يكصد و بيست هزار صف مىشوند و اين صفها بر حسب مراتب مردم در قرب و بعد به خدا تشكيل مىشود ، چه بنىآدم بر حسب ظاهر يك نوع است ولى بر حسب باطن انواع متعدّدى دارد كه داراى مراتب متعدّد است .
هر نوعى از بنىآدم در مرتبهى خاصّى بر حسب افرادش صف مىبندد و هر مرتبه و صف به نوبهى خود نبىّ و امامى دارد كه غير از نبىّ و امام صفهاى ديگر است .
لذا پيامبران بر حسب صفها يكصد و بيست هزار نفر شدند بر حسب عدد مراتب بنىآدم
لَقَدْ جِئْتُمُونا
جملهى مستأنفه است و جواب سؤال مقدّر ، گويا كه گفته شده باشد : در مورد آنها چه كارى انجام مىدهى ؟ و بر آنان چه مىگويى ؟
پس فرمود : به آنان مىگوييم :
لَقَدْ جِئْتُمُونا
يا حال از فاعل « نسير » يا فاعل « حشرنا » يا از فاعل « لم نغادر » يا از ضمير « منهم » يا از فاعل « عرضوا » به طور منفرد يا بر سبيل تنازع ، و در تمامى اين صور لفظ « قول » در تقدير است .
يعنى اين كه به آنان مىگوييم : نزد ما آمديد ، در حالى كه از همسران ، اولاد و قبيلههايتان و كسانى كه با آنها انس گرفتيد ، از تمام آنچه كه از اسباب معيشت در دنيا كسب كرديد ، و از آنچه كه از علوم و صنايع خيالى