مثل » جانشين آن گرديده است ، در اين صورت مقصود از « اضرب » مىشود : ذكر كن ، جارى نما يا بگردان .
بنا بر معناى اوّل قول خدا :
كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ
حال از مثل يا مستأنف است با تقدير مبتدا ، و بنا بر معناى دوّم مفعول دوّم براى « اضرب » است ،
فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ
به وسيلهى آب بار آن نباتات و درختان زمين در هم پيچيد ، يعنى بعد از روييدن ، نموّ كردن و شدّت يافتن ، پس زمين زرد و سفيد گشت ،
فَأَصْبَحَ هَشِيماً
پس صبحگاهى همه در هم شكست ،
تَذْرُوهُ الرِّياحُ
بادهاى حوادث آنها را زير و زبر كرده و پراكنده ساخت براى اين كه اشاره بر سرعت زوال آن سبزى و خرمى بنمايد لفظ را با « فا » آورد نه « ثمّ » .
وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ مُقْتَدِراً
و خداوند بر هر چيزى تواناست ، از قبيل : نازل كردن آب ، روياندن نباتات زمين ، رشد و نموّ دادن نباتات ، خشك كردن و پراكنده و نابود نمودن آنها ، و دميدن روح زندگى دوباره و احياى بدن جامد به حيات عرضى دانى ، قرار دادن قواى شديد و قوى ؛ و سپس پژمرده كردن بدن و تضعيف قواى او پس از قوى و نيرومند كردن آن ؛ سپس نزع روح از بدن و ناتوان قرار دادن بدن از جذب و دفع ( تماسك و تمانع ) .
پس از آن كه ذكر كرد كه حيات دنيا نمىماند و سبزى و خرمى آن روزهاى اندكى است كه شايسته نيست عاقل بر آن مغرور شود ، اصول