اين كه باطل يا حقّ باشد كه اين جهت بر ساير جهات ذمّ تقدم دارد .
پس واى به حال كسى كه بدون علم ، بدون اذن و با گمان چيزى را بگويد و سپس بگويد كه آن نزد خداست ؛ در اينجا چيزى بدون علم گفته ، سپس آن را به خدا نسبت داده است .
وَ لا لِآبائِهِمْ
كلمهى مبالغه است كه در مقام ذمّ گفته مىشود ، يا اين كه براى ذمّ ديگرى است ، آنها بدون علم سخنانى گفتند و در آن از پدرانشان تقليد كردند در حالى كه آنها نيز علم بر مطلب نداشتند ؛ پس از دو جهت مورد نكوهش قرار مىگيرند يكى از جهت تقليد و ديگرى از جهت اخذ از جاهل كه علم ندارد .
كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْواهِهِمْ
پس از آن كه آنها را به جهت قول بدون علم و با تقليد در گفتار از كسى كه علم ندارد مذمت نمود در اين جمله به جهت قبح و زشتى گفتارشان نيز ذمّ نمود ،
إِنْ يَقُولُونَ إِلَّا كَذِباً
جز دروغ نگويند و در گفتارشان احتمال صدق و راستى وجود ندارد .
آيات 12 - 6
[ سوره الكهف ( 18 ) : آيات 6 تا 12 ]
فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِيثِ أَسَفاً ( 6 ) إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً ( 7 ) وَ إِنَّا لَجاعِلُونَ ما عَلَيْها صَعِيداً جُرُزاً ( 8 ) أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ