و به اعتبار اظهارى كه از مراتب ، كثرات و حدود دارد « رحمن » ناميده شده است ؛ فعل او كه از آن بر مشيّت تعبير مىشود به اعتبار اجتماع كثرات در آن ، مظهر « اللّه » است و به اعتبار انبساط و باز شدن آن ، بر كثرات مظهر « رحمن » است .
و مشيّت به اعتبار اوّل عرش و به اعتبار دوّم كرسى ناميده شده ، و لذا از مشيّت هنگامى كه به كثرات بر كرسى تعبير مىشود چنانچه فرمود :
«
وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
» « 1 » و هنگامى اضافه به حقّ اوّل تعالى بر عرش تعبير مىشود چنانچه فرمود :
الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى
« 2 » .
اين كه گفتيم عرش به اعتبار اجتماع كثرات در آن ، مطهر خداى تعالى است منافات با اين ندارد كه « رحمن » به آن نسبت داده شود ، زيرا عرش از آن جهت از جانب كثرات با خداى تعالى مغايرت دارد مظهر خدا قرار مىگيرد ، پس نسبت خداى تعالى بر آن مثل نسبت كرسى بر كثرات است ، و حقّ اوّل به اعتبار وصف « رحمن » مصدر آن و مضاف است ، هر يك از مراتب جبروت و ملكوت مظهر « اللّه » و « رحمن » است با همان دو اعتبار كه ذكر شد .
و مراتب بالا و عالى از جهت اجمال و اجتماع كثرات در آن نسبت به مراتب پايينتر مظهر « اللّه » است و مراتب پايينتر از جهت تفصيل نسبت
هامش
( 1 ) سورهى البقره آيهى 255
( 2 ) سورهى طه آيهى 5