للأذقان » به معناى على است ، هرگاه كه قرآن تلاوت شود تحت تأثير آن قرار گرفته و به سجده مىروند و از بشريّتشان منسلخ مىشوند ، و شكر خدا را به جاى مىآورند كه به وعدهاش وفا نموده ، و نيز شكر مىكنند كه بر مطلوبشان رسيدهاند .
وَ يَقُولُونَ سُبْحانَ رَبِّنا
جهت اظهار شكر به زبان مىگويند منزّه است پروردگار ما ،
إِنْ كانَ وَعْدُ رَبِّنا لَمَفْعُولًا وَ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ
تكرار به جهت تأكيد است كه در مقام مدح مطلوب است .
وَ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ يَبْكُونَ وَ يَزِيدُهُمْ خُشُوعاً
چون از قرآن متأثّر مىشوند و تحت تأثير آن قرار مىگيرند گريه مىكنند و خشوعشان افزوده مىشود .
قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ
بدان كه قرآن بر حسب تنزيل داراى وجوه و بر حسب تأويل داراى بطون است و اسماى لفظى خدا عناوين اسماى تكوينى او است ، كه اسماى تكوينى مظاهر اسماى حقيقى مىباشد كه مبادى اسماى تكوينى ، ارباب انواع آنها و ظاهر در آنهاست .
و اسماى حقيقى عنوانهايى براى حقيقت وجود مطلق است ، و اسماى تكوينى ، لفظى و كتبى به اعتبار اسماى حقيقى عنوانهايى براى آن حقيقت هستند و حقّ اوّل تعالى به اعتبار انطوا و اجتماع كثرات در او « اللّه » ناميده شده است .