فرعون يعنى آنان را كه بر حقند با آنهايى كه باطلند ، يا مقصود اين كه مختلط از درجهى پايين و درجهى بالا .
وَ بِالْحَقِّ أَنْزَلْناهُ
به سبب حقّ قرآن را نازل كرديم يا با غايت حقّ ، يا متلبّس به حقّ « 1 » و ضمير « ه » يا به مطلق قرآن بر مىگردد يا به قرآن ولايت ،
وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا مُبَشِّراً وَ نَذِيراً
و به حقّ نازل شد قرآن و ترا نفرستاديم مگر اين كه بشارت ده و انذاركننده باشى .
وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ
لفظ « قرآن » در اينجا امرى است مجتمع ، و مجمل و عظيم ، كه آن را در صورت حروف و الفاظ تفصيل داديم و به تدريج نازل نموديم .
لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى مُكْثٍ
تا اين قرآن را به مردم به تدريج و با صبر و تأنى بخوانى كه آن به قبول و حفظ نزديكتر است
وَ نَزَّلْناهُ تَنْزِيلًا
آن را از مقام جمعش كه همان مشيّت و ولايت است بر قلمها به صورت اجمال نازل كرديم ، سپس بر الواح و پس از آن بر اكوان در صورت موجودات تكوينى ، و در صورتهاى حروف و اصوات ، و نفوس و نوشتهها .
هامش
( 1 ) شايد مراد اين باشد كه با آيات محكم و متشابه كه هر كدام جايگاه خودش را دارند و به قول قرآن كريم در سورهى آل عمران آيه 7 : آنهايى كه به مرض درونى حقّ ناباورى مبتلا هستند از متشابهات برداشت نابجا مىكنند براى فتنه و سوء تأويل در حالى كه غير از خدا و راسخان در علم تأويل آنها را نمىداند .