وَ ما مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جاءَهُمُ الْهُدى
چه چيز از ايمان مردم جلوگيرى كرد در هنگامى كه هدايت براى آنها آمد ، رسالت يا كتاب آسمانى يا ولايت آمد چون همهى اينها اسباب هدايت به سوى خدا است ، چنانچه رسالت و كتاب آسمانى هدايتكننده به سوى ولايت نيز مىباشد .
إِلَّا أَنْ قالُوا أَ بَعَثَ اللَّهُ بَشَراً رَسُولًا
سخنى نداشتند جز اين كه رسالت بشر را انكار كنند ، و لكن خداى تعالى اين مطلب را با لفظ
أَنْ قالُوا
آورد تا اشعار بر اين باشد كه اين مجرّد گفتارى است كه آنها مىگويند بدون اين كه اعتقاد و برهانى داشته باشند .
چون انكار رسالت بشر كنايه و تعرّض به رسالت فرشتگان است ، لذا خداى تعالى بر پيامبرش امر كرد كه در جواب آنها بگويد : فرشتگان از عالم ملكوت است و بر عالم ملك ظاهر نمىشود مگر با خراب كردن اختيارى يا اضطرارى آن ( ملك ) .
« قل » در جواب انكار رسالت بشر ، بگو : كه فرستادهى بر بشر به ناچار بايستى بشر باشد تا ( از همجنس ) آنها بوده و انس با آنها پيدا كند ، و فرشتگان همجنس بشر نيست و نمىتواند با او مأنوس باشد .
قُلْ لَوْ كانَ فِي الْأَرْضِ مَلائِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنا
بگو به آنها كه خداوند چنين مىگويد و ليكن قول را حذف كرد تا مفهم ( مشعر بر ) اين مطلب باشد كه قول و فعل رسول قول و فعل خداى