گذشت « 1 » .
وَ لَقَدْ صَرَّفْنا لِلنَّاسِ فِي هذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ
ما در قالب الفاظ مختلف و عبارتهاى متوافق و متخالف تكرار كرديم از هر حكايت و داستانى ، از حكايت خوبان و بدان كه به صورت مثل و افسانه در آمده بود آورديم و مقدارى از آن حكايتها را در عبارتهاى گوناگون تكرار كرديم ، مانند : ذكر حكايت موسى عليه السّلام با فرعون و قومش يا حكايتش با خضر عليه السّلام .
پس مفعول « صرّفنا » محذوف است و لفظ « من » در « من كلّ مثل » براى تبعيض است .
زيرا آنچه كه از حكايتها در قرآن آمده است قسمتى از هر حكايت به صورت اجمالى است ، و لفظ « كلّ » براى مبالغه است ، چه آنچه كه در قرآن ذكر شده از همهى حكايتها و مثلها نيست .
فَأَبى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُوراً
پس بيشتر مردم از عبرت گرفتن آن حكايتها و مثل ، و استدلال بر آنها بر خداوندى يا تصديق نبوّت تو دربارهى ولايت على عليه السّلام ابا و امتناع كردند ، جز كفر بر خدا يا نبوّت تو و يا بر ولايت على عليه السّلام چيزى نكردند ، در خبر آمده است كه جبرئيل نازل شد ، پس بيشتر مردم جز كفر به ولايت على عليه السّلام كارى نكردند .
هامش
( 1 ) سورهى بقره آيهى 23 .