توحيد و تكثير است ، چون اين مقام بعد از فنا است لفظ بعث آورد كه دلالت بر احيا و زنده گردانيدن بعد از ممات مىكند ، چه انسان فانى با مرگ اختيارى مرده است و آن كه به سوى خلق برمىگردد بعد از امر به نافلهى شب او را امر به سؤال و دعا كرده ، نافلهاى كه عبادت از اقامت در آن مقام است ، و گرنه اصل آن مقام به وجهى حاصل بود .
و سرّ مطلب اين است كه صاحب اين مقام يا نظرش غالبا به خلق است يا به حقّ ، اين دو مقام به طور مطلق پسنديده و محمود نيست ، و آن دو موسى و عيسى عليهما السّلام است ، يا اين كه نظرش به سوى حقّ با نظرش به سوى خلق مساوى است بدين معناى كه نظرش بر هر يك به مقدار اقتضا مىباشد ، بدون اين كه در حقّ هيچ يك از آن دو نقصانى حاصل شود ، و اين همان مقام محمود و پسنديده على الاطلاق است كه براى محمّد صلّى اللّه عليه و آله بود .
و هر چه كه در تفسير مقام محمود وارد شده است بر آنچه كه ما ذكر كرديم برمىگردد ، و چون آن مقام از بزرگترين مقامات است و خداوند وعدهى دخول در آن مقام را منوط بر تهجّد او نموده لذا او را امر به سؤال و درخواست دخول در آن مقام و انتظار آن نموده است .
وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي
و بگو پروردگار مرا در اين مقام داخل نما ، و آنچه كه در تفسير اين آيه وارد شده مانند : دخول مكّه ، يا دخول هر مدخلى ، يا دخول هر مدخلى كه ترسناك است از جهت گستردگى و سعهى وجوه قرآن و جواز تعميم آيه است .