إِذاً لَأَذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَياةِ وَ ضِعْفَ الْمَماتِ
عذاب زندگى دنيا و آخرت را بر تو بچشانيم ، بنابراين كه كلمه « ضعف » اسم عذاب باشد چنانچه بعضى گفتهاند ، يا مقصود دو برابر عذاب آخرت حيات است ، اگر اين ركون و اعتماد بر كفّار از غير تو بود در مورد تو عذاب آن دو برابر شد ، زيرا كه امر اشخاص بزرگ ، بزرگتر و پرخطرتر است .
برخى گفتهاند : مقصود از « ضعف الحياة » عذاب آخرت و مقصود از « ضعف الممات » عذاب قبر است .
ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنا نَصِيراً
ديگر يارى كنندهاى پيدا نمىكنى كه عذاب را از تو دفع كند .
وَ إِنْ كادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ
نزديك بود تو را ناراحت سازند ، « استفزه » او را خوار كرد و از خانهاش بيرون نمود و ناراحت كرد ،
مِنَ الْأَرْضِ لِيُخْرِجُوكَ مِنْها وَ إِذاً
لا يَلْبَثُونَ خِلافَكَ إِلَّا قَلِيلًا
هرگاه تو را بيرون كنند بعد از تو جز اندكى درنگ نمىكنند .
سُنَّةَ مَنْ قَدْ أَرْسَلْنا قَبْلَكَ مِنْ رُسُلِنا
لفظ
سُنَّةَ
بنا بر مصدر بودن منصوب است ، اين كه قومت در صدد فريب تو بر آمدند ، تثبيت شدنت به موجب ما ، ارادهى قومت براى اخراج تو و درنگ نكردنشان بعد از تو همه از سنّت كسانى است كه پيش از تو فرستاديم .
ممكن است فعل در تقدير باشد ، يعنى اين مطلب سنّت شده است ، سنّت پيشينيان ، يا اين كه « سنة » مفعول به براى فعل مقدّر است كه تقدير