تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
اداى واجبات ، مستحبّات و حقوق واجب بخوابد آن خواب محمود و پسنديده است ، و من براى اهل زمان ما كه اين خصلت‌ها را انجام و اين صفات را داشته باشند سالم‌تر از خواب چيزى نمىدانم . زيرا كه مردم مراعات دينشان و مراقبت احوالشان را ترك كرده و به كج‌راهه رفته‌اند . بنده‌ى خدا اگر كوشش كند حرف نزند ، چگونه ممكن است كه نشوند ؟ مگر اين كه خواب مانع شنيدن او باشد كه خواب قواى ادراكى را از انسان مىگيرد ؛ لذا خداى تعالى فرمود :
إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ
تا آخر آيه .
وَ لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً
روى زمين با تكبّر و تبختر راه نرو ، و لفظ « مرح » خرامان و با تبختر راه رفتن است كه از شدّت خوشحالى حاصل مىشود و لذا هم به تبختر شده و هم به شدّت فرح
إِنَّكَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ
تو كه هرگز نمىتوانى زمين را بشكافى يا بر روى همه‌ى زمين راه به روى .
وَ لَنْ تَبْلُغَ الْجِبالَ طُولًا
با عظمت و بزرگى جثه‌اى كه دارى هرگز نمىتوانى به بزرگى و عظمت كوهها برسى ؛ يا هرگز نمىتوانى بر قلّه‌هاى كوه صعود كنى . بدين ترتيب كه لفظ
طُولًا
را تميز قرار دهيم كه از فاعل يا مفعول نقل شده است . پس هر كسى كه خودش عاجز است ، قدرت و توانايى ندارد ،