زيرا نهى شده است از پيروى آنچه كه ظنّ و گمان هم بر آن نباشد ، مفهوم مخالف مستلزم امر به پيروى از مظنون و معلوم يقينى است به خلاف نهى از پيروى غير معلوم .
و چون همهى افعال و اقوال از طريق گوش يا چشم يا دل و يا همهى آنها حاصل مىشود ، لذا در مقام تعليل مسئوليّت را متوجّه آن سه قرار داده و فرمود :
إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا
گوش ، چشم و دل ( شنوايى ، بينايى و ديديابى ) همهى اينها كه ذكر شد مورد بازخواست قرار مىگيرند .
أُولئِكَ
در عقلا استعمال شود ، يا مقصود همهى اين سه چيز است ، بنابراين كه در مطلق جمع استعمال شود ، مذكّر باشد يا مؤنّث ، عاقل باشد يا غير عاقل .
و اين كه مورد بازخواست قرار مىگيرند منظور صاحب آنهاست كه پرسيده مىشود كه صاحب تو با تو چه كرده است ؟ يا تو با صاحبت چه كردى ؟ نشنيدى و نديدى ؟ تعقّل و تخيّل نكردى ؟
بر پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله نسبت داده شده است كه فرمود : ابو بكر گوش من ، عمر چشم من و عثمان دل من است .
گويا دربارهى آنان يا ظنّ و علم از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله سؤال شد كه آن حضرت اين آيه را قرائت نمود .
از امام صادق عليه السّلام وارد شده كه فرمود : كسى كه بعد از فارغ شدن از